|
کوه کندن در خور سرپنجه عشق است و بس
ورنه این زور و هنر در تیشه فرهاد نیست
با عرض سلام و خیر مقدم حضور کلیه عزیزانی که در این جمع با شکوه حضور دارند روز جهانی دیابت را به تک تک شما سروران به ویژه همیاران دیابتی و خانواده های محترمشان تبریک میگویم.
امروز فرصت بسیار مغتنمی داده شده تا مطالبی را به عرض تان برسانم .در مورد موضوع امروز بسیار فکر کردم وبه نظرم رسید در این روز عزیز از بیماری دیابت،مسائل پزشکی و دارو و درمان، عوارض بیماری و.... کمتر صحبت کنم .من به دلیل اینکه مدت چندین سال با عزیزان دیابتی ارتباط مستقیم داشته ام وبه دلیل رشته ام که محقق علوم زیستی هستم و در طی این چند سال تماس مداوم با بیماران توانستم از تمامی هر آنچه که میتواند در کنار درمانهای پزشکی به این عزیزان کمک کند تا بتوانند به بهبودی و شفای خودشان کمک بیشتری کنند جمعبندی کلی بدست آورم و تصمیم دارم به این موارد اشاره ای هر چند کوتاه داشته باشم.
یک بیماردیابتی باید به خود بقبولاند که دیابت نه تنها درابتدای امر میتواندیک تهدید نباشد، بلکه در مواردی میتواند به یک فرصت با اررش نیزتبدیل شود و تحولی بزرگ و مثبت را در زندگی فرد ایجاد کند کما اینکه در زندگی بسیاری از چهره های موفق دیابتی در دنیا سراغ داریم.
دیابت محرومیت نیست ،بلکه محدودیت است و محدودیت حتی برای یک انسان سالم هم همیشه باید وجود داشته باشد تا بتواند از ماندن در سلامتی همیشگی لذت ببرد.
در اینجا به صورت کلی و از دیدگاه بیولوژیکی میخواهم به مواردی اشاره کنم که بیماران میتوانند با بکار بستن آنها قدرت شفای درونی خود را در کنار درمانهای پزشکی قویتر کنندواز این راه احساس بهبودی بیشتری نمایند.پس بیایید با هم 10 قدم تا سلامتی پیش برویم:
قدم اول: تسلیم سن و سال نشوید.
منظورم این نیست که در سن 60-65 سالگی از بالای صندلیها بپرید! نه، هرگز! فقط به دیروز و هر آنچه در آن گذشته فکر نکنید.به سن فعلی تان فکر نکنید.در هر سن و سالی که الان هستید در خودتان حس جوانی کنید . با بیدار کردن احساس جوانی در خودتان ذهن و جسم شما هم آرامش پیدا میکند.
از نظر ما بیولوژیستها انسانها از نظر فیزیولوژیکی قادرند تا 150 سال عمرتوام با سلامتی داشته باشندبه شرطی که بدانند با عمرشان چه میکنند .خداوند هرگز عمر مارا فقط 50 یا 60 سال گارانتی نکرده و اگر کسی در این سن و سال فوت کرد یک جای کار اشکال داشته است.با تغییر عادات زندگی میتوان بر عدد سالهای عمر همراه با سلامتی افزود.باید قبول کنیم اگر امروز احساس ناسالمی میکنیم این مربوط به الان نیست بلکه مربوط به روش زندگی و تفکر ما در طی سالیان گذشته است و طبیعی است که روشی که الان داریم با آن زندگی میکنیم میزان عمر مان را در آینده رقم خواهد زد.
برای هیچ حرکت سازنده ای دیر نیست . برای هر اقدام درست ، در هرکجا که هستید و هر سن و سالی که دارید دیر نیست و از همین حالا شروع کنید. شاید بهترین پیشنهاد من به شما عزیزان این باشد که کار با کامپیوتر را اگر بلد نیستید یاد بگیریدو من مطمئنم از این آموزش بسیار لذت خواهید برد.
قدم دوم: اندیشه ای مثبت و توانگرانه داشته باشید.
شیوه تفکر ما بر وضع سلامتی مان تاثیر مستقیم وغیر قابل انکاری دارد. مطالعات و بررسی های روان تنی نشان داده است که ذهن نیروی بسیار نیرومندی بر روی جسم ما اعمال میکند. مطمئنا همه شما انواع و اقسام کتاب ، نشریه، فیلم و سی دی در اینمورد خوانده دیده یا شنیده اید که یکی از معروفترین آنهافیلم وکتاب راز نوشته راندا برن است . مفهوم اصلی تمام اینها اینست که اندیشه توانگرانه و مثبت اندیشه ای است پیروزمندانه و هماهنگ و بر عکس اندیشه و تفکر منفی اندیشه ای است منتج به یاس ، شکست و بالاخره ،بیماری.قدرت شفابخشی تخیل و تجسم و خیال اگر به طرز سازنده ، روشن و معین بیدار شود ثمراتی سازنده ،روشن و معین هم ایجاد خواهد کرد.
تخیل و تفکر مثبت در امر شفابخشی هم بسیار موثر است . در این مورد هم مثالهای متعددی را همه ما سراغ داریم از انسانهایی که در اثر تفکری که نسبت به خودشان داشته اند را ه سلامتی کامل و شفا را پیموده اند یا راه بیماری کامل و ناتوانی را در پیش گرفته اند.
اگر بخواهم مثالی در این مورد بزنم که تاثیر هر دو جنبه تفکر مثبت و منفی را در بر بگیرد داستان واقعی دو زن بیمار است که در ایالت کالیفرنیای آمریکا و در سال 1973 اتفاق افتاد و در کتاب مشهور " اشتباه در امریکا " چاپ شد.
این دو زن برای دادن آزمایش خون به بیمارستانی در کالیفرنیا مراجعه میکنند در حالی که یکی از آنها مبتلا به سردرد مزمن یا میگرن شدید بود و دیگری مبتلا به سرطان پیشرفته . از بخت بد پرستار جواب هر یک از آنها را به اشتباه بدستشان میدهدو سپس این اتفاق رخ میدهد:زنی که علیرغم ابتلا به سرطان پیشرونده با تشخیص سردرد میگرنی مواجه میشود تا سال 1983 زنده میماند و به زندگی با سلامتی ادامه میدهد ولی برعکس زنی که تشخیص اشتباهی سرطان به دستش داده میشود و به تشخیص پزشک فقط چند ماه قرار بوده زنده بماند با همان سرطان تشخیص داده شده و درهمان مدت زمانی که پزشک معالجش تشخیص داده بود از دنیا میرود.
همینقدر میگویم که: بدن ما انسانهامجری خواسته ها و افکاری است که در آن سرازیر میکنیم.
قدم سوم: با افراددارای تفکر مثبت دمخور شوید.
سعی کنید با انسانهای مثبت اندیش و بخصوص آنهایی که در کنارشان احساس آرامش میکنید ارتباط زیادی داشته باشید.با افرادی که تجربه بیماری و سپس شفا داشته اند نشست و برخاست کنید و جزییات تجربه موفق آنها را بپرسید. افرادی که از دست چربیهای اضافی خلاص شده اند و احساس شادی میکنند یا توانسته اند با روشهای صحیح قند خودشان را کنترل کنند و علاقمند هستند دیگران را هم در جریان موفقیتشان قرار دهند.برعکس با افرادی که دائم از بیماریشان با آب و تاب حرف میزنند وجزییات بدبختیهایشان را برای همه تعریف میکنندکمتر رفت و آمد کنید.اگر حتی حال و روز خوبی ندارید وقتی کسی حالتان را میپرسد با قاطعیت بگویید که :عالی هستم.
قدم چهارم: تغذیه صحیح داشته باشید و مواد غذایی شفابخش بخورید.
رابطه غذا با تندرستی بسیار به هم نزدیک است .ابوعلی سینای بزرگ ما میگوید: غذای شما دوای شماست و دوای شما غذای شماست.یک پزشک معروف امریکایی هم خطاب به همکارانش میگوید :در مقالات بیشماری که تا به حال چاپ شده مشخص شده است که انسانهای بیمار کسانی هستند که اختصاصا به دلیل آنچه که خورده اند بیمار شده اندبه علاوه آنچه که بایستی میخوردند ولی نخورده اند.و در پایان صحبتهایش میگوید:ای ملت امریکا بزرگترین تهدیدی که برای بقای شما و فرزندانتان وجود دارد سلاحهای هسته ای وحشتناکی است که امشب در بشقاب شما قرار گرفته است.(Dr. Roobin )
همه باید بدانیم که بیماریهای خطرناک مستقیما با غذاهایی که میخوریم مرتبط است .
عده ای از ما غذا را فقط بخاطر نیازجسمی نمی خوریم بلکه در اثر افسردگی ، نگرانی و احساس کسالت غذا میخوریم و در واقع با خوردن غذا کمبود های عاطفی مان را جبران میکنیم و ازاین طریق خلاءهایمان را پر میکنیم.
با خوردن غذاها و مواد غذایی خوب وشفابخش و به اندازه صحیح مطمئنا سالم تریم ، متناسب تریم ، عمر طولانی خواهیم داشت و در نهایت در بدن بیماران روند شفا و بهبودی بخوبی جریان می یابد.
قدم پنجم: کانالهای تخلیه بدنتان را همیشه باز نگه دارید.
کانالهای اصلی تخلیه بدن شامل 4 کانال تخلیه هستند که بدن ما را قادر میسازند تا تمام سموم و مواد زائد و ترکیبات شیمیایی مضر تولید شده در طول زندگی را از بدنمان دفع کند.
سیستم ادراری – سیستم دفعی – سیستم تعریق از راه پوست و سیستم تنفسی.
کبد ما با به جریان انداختن ترکیبات شیمیایی خارجی و گرفتن سموم آنها این ترکیبات را میشکند و خرد میکند و از طریق مجاری فوق به خارج دفع میکند. با خوردن آب کافی و سالم میتوانیم کلیه ها را سالم نگه داریم تا کار دفع سموم را به راحتی انجام دهند.با مصرف فیبر کافی در غذا میتوانیم به دفع سموم روده ها کمک کنیم . با ورزش کردن و تمرینات بدنی میتوانیم به عمل تعریق کمک کنیم و با تنفس در هوای تمیز و پاک و آزاد و گرفتن اکسیژن کافی به دفع Co2 که محصول نهایی متابولیسم در بدن ماست کمک کنیم و از این طریق مانع تجمع سموم اضافی در بدن خود شویم.
قدم ششم: تنفس های آرامش بخش را جزئی از زندگیمان بکنیم.
نحوه تنفس ما روی سیستم اعصاب تاثیر مستقیم دارد و روی واکنشهای عصبی ما هم موثر است .
هرکس میتواند با تغییر دادن آگاهانه آهنگ تنفس و عمق تنفس خودش ،ضربان قلب ، فشار خون، جریان خون و عملکرد دستگاه گوارش خودش را منظم تر کرده و از این طریق سیستم شفای درونی اش را تقویت کند.
تنفس کردن صحیح را یاد بگیرید : تنفس کردن سخاوتمندانه.تنفسی که فضاهای دست نخورده ریه هایتان را بکار گیرد. هر روز صبح که از خواب بیدار میشوید و قبل از ترک رختخواب، شبها قبل از خواب و هر زمانی که دچار استرس ، نگرانی و به هم خوردگی عاطفی و روانی هستید مثل وقتهایی که در ترافیک گیر افتاده اید سیستم بدنی تان را با تنفسهای صحیح چند دقیقه ای آگاهانه آرام کنید.
یادتان باشد سیستم تنفسی و سیستم ادراری انسانها دو راه اصلی برای تنظیم Phخون و کلیه مایعات بدن هستند و افراد دیابتی که قند بالا دارند و به همین دلیل هم سیستم بدنی شان خیلی اسیدی میشود از طریق تنفس های عمیق و صحیح میتوانند به کم کردن اسیدیته بدن و قلیایی کردن آن کمک کنند.
قدم هفتم : ببخشـــــــــــــید!
اصلا منظورم این نیست که از شما عذر خواهی کنم.منظورم این است که اگر در زندگی تان کسی به شما صدمه زده و یا شما را خشمگین کرده است به آن فکر کنید تا علت این مسئله را پیدا کنید و در فرصتی مناسب آن شخص را ببخشید یا حد اقل به یکی از این افراد بگویید که او را بخشیده اید.
این بخشیدن میتوانداز دارایی شما باشد.حتما در مورد فنگ شویی چیزهایی شنیده اید مخصوصا خانمها به این بحث خیلی علاقه دارند.اساس علم فنگ شویی بر باز کردن فضایی خالی برای پر شدن آن با چیزی جدید و نو است. اگر شیئی یا چیزی دارید که از آن استفاده نمیکنید با بخشیدن آن به دیگری انرژی به جریان می افتد و امکانی فراهم میشود تا جای آن با چیزی بهتر و جدید تر پر شود.صد البته در بخشیدن دیگران هم این اتفاق می افتدو شما با دور انداختن جریان فکری منفی و مزاحم و کهنه نسبت به کسی،امکان ورود جریان فکری سالم و جدید و تازه را در ذهن و روان خود فراهم میکنید.
قدم هشتم: به دام فردا نیفتید.
انسانی که در شرایط راحت ذهن و جسم قرار دارد در لحظه اکنون زندگی میکند. یاد بگیریم از لحظات اکنون بیشترین لذت را ببریم بدون آنکه مشکلات دیروزو دغدغه فردا لحظه حال را خراب کند. پس در اندیشه فردا امروزتان را مفت از دست ندهید.از دیدن حتی یک شاخه گل کوچک، یک بچه گربه ، بازیهای کودکان در پارک و........غرق لذت شوید. به پرواز پرنده ها لابلای درختان و صدای آنها با دقت گوش کنید و سعی کنید بجز این صدا ها صدای دیگری را نشنوید و با اینکار در حال، تمرکز کنید.
قدم نهم : به بیماریتان به چشم یک هدیه نگاه کنید.
به قول همسرم بیماری دیابت را یک محرومیت نبینید بلکه آنرا یک محدودیت بدانید.آنچه در طی سالیان زیاد در برخورد باعزیزان دیابتی یاد گرفتم این است که دیابت به جای آنکه یک تهدید باشد میتواند یک فرصت باشد . فرصتی برای نگاه کردن با عینکی دیگر به خود و دنیای پیرامونتان.بیماری شما میتواند انگیزه ای قوی برای تغییر در شما باشد. شاید تنها چیزی باشد که می تواند بعضی انسانها را وادار کند به عمیق ترین جدالها و چالشها در زندگی شان دست بزنند. اگر به بیماری به چشم یک بدبختی نگاه کنید باعث سد شدن سیستم شفابخشی در جسمتان خواهید شد.
شاید بهترین کاری که فرد بیمار می تواند انجام دهد این باشد که گهگاهی نظری به درد دیگران نیز بیندازد و مدتی از بیماری خود فارغ گردد . مثل خیلی از افراد انساندوستی که در دورو بر خودمان می بینیم افراد زیادی در اطراف ما هستند که علیرغم داشتن بیماریهای جسمی خودشان را وقف دیگران میکنند و آرامش میگیرند.البته منظورم این نیست که کنترلی روی بیماری خود نداشته باشید ولی فراموش کردن درد خود و نیم نگاهی به درد دیگران انداختن امید به بهبودی را در انسان تقویت میکند .
قدم دهم : هر جا که قدم می گذارید بذرعشق و دوستی بپاشید.
قبل از هرچیز در خانه تان به فرزندان خود به همسر و شوهرتان عشق بورزید، به همسایه هایتان محبت کنید. محبت قانونی است که سلامتی ، سعادت ، شادمانی و هماهنگی و همه گونه کامیابی برای آدمی به ارمغان می آورد . محبت نیرویی است که توازن و تعادل و انطباق ایجاد میکند و در دراز مدت به اندامهایی که تشنه شفا و تندرستی هستند هم محبت کنید . برای مثال دست خودتان را روی عضوی که در آن احساس ناراحتی میکنید قرار دهید و با تمرکز روی آن ناحیه تا چند دقیقه به آن قسمت تمامی حس محبت و علاقه تان را منتقل کنیدو بگویید که چقدر دوستش دارید و یا دستتان را روی شکم قرار دهید و با تمام وجود به محلی که لوزالمعده تان قرار دارد احساس عمیق محبت و عشقتان را ابراز کنید.اینکار در دراز مدت اثرات بسیار خوبی در شما ایجاد خواهد کرد .
محبت را در چهره ، در چشمها ،در لبخند و سلام گرم خودتان به دیگران تقدیم کنید و تغییر حال خودتان را پس از این کار حس کنید.از شعارهای مثبت وسازنده ای که به در و دیوار این سالن آویزان کرده ایم به عنوان جملات تاکیدی برای دیدن و تکرار هر روزه آنهااستفاده کنید.
از اینکه حوصله به خرج دادید و صحبتهای مرا گوش دادید متشکرم و از صمیم قلب برای تک تک شما عزیزان تندرستی و سلامتی آرزومندم .
کد; 101
گروه: اخبار عمومی
|