|
هومیوپاتی همان ( مشابه درمانی ) است و معنی لغوی آن هومیو بمعنای مشابه و پاتی بمعنای درمان است و روشی طبیعی برای معالجه بیماران و بهره مند شدن از سلامتی کامل است. روش استفاده شده در هومیوپاتی دارای اصول و قوانین مبتنی بر علم و فلسفه است و اساس آن بر استفاده از نیروی شفابخش خود بدن برای بوجود آوردن سلامتی در بدن می باشد. متخصصی که از علم هومیوپاتی برای درمان استفاده می کند را " هومیوپات " می نامند .
روش درمان هومیوپاتی بر اساس قانون مشابهت است که با جمله معروف مشابه مشابه را درمان می کند شکل گرفته است . درمان مشابه با مشابه یعنی آن دارویی می تواند فرد بیمار را درمان کند که در فرد سالم بتواند علایمی مشابه با آن بیماری ایجاد نماید . ایده کلی مشابه درمانی به قرنها قبل یعنی زمان بقراط پدرعلم طب بر می گردد که در حدود 400 سال قبل از میلاد اعتقاد داشت آن عواملی که باعث ایجاد بیماری می شوند خود می توانند باعث بهبودی آن نیز بشوند . این اعتقاد طی سالیان متمادی در بین تعداد زیادی از دانشمندان وجود داشت تا آنکه حدود 200 سال قبل هومیوپاتی بشکل کاربردی و اصولی امروز بنیان گذاری شد.
بنیانگذار این علم ساموئل هانمن است که در سال 1755 در آلمان متولد شد و تحصیلات خود را در 2 رشته شیمی و پزشکی در سال 1779 به پایان رسانید . وی از همان ابتدای طبابت شیوه های درمان رایج را بسیار خشن دید و لذا از کار طبابت دلزده شد و لذا کار طبابت و درمان بیماران را محدود کرد و بیشتر وقتش را به ترجمه کتب اختصاص داد . وی دیدگاههای بسیار پیشرفته ای نسبت به زمان زندگی خویش در مورد تغذیه – ورزش – تهویه اتاق بیماران – گندزدایی لباس و وسایل آنان و اصول بهداشتی داشت بطوریکه بعدها دانشمندانی چون پاستور- کخ و... با استفاده از همین دیدگاهها پزشکی مدرن را پایه ریزی کردند .
هانمن در سن 18 سالگی به 7 زبان تسلط کامل داشت و در سال 1790 بود که وی با یک آزمایش اتفاقی موفق به کشف هومیوپاتی شد . بدین ترتیب که وی در حین بررسی اثر " کینین " که از درخت گنه گنه گرفته می شود بر روی بیماری مالاریا مقداری از دارو را خودش مصرف کرد و مشاهده نمود که علایم و نشانه های بیماری مالاریا مثل تب ولرز و تعریق دوره ای به طور موقت در وی ظاهر شد و پس از چندین بار آزمایش باز هم همان نتیجه بدست آمد و از اینجا بود که بنیادی ترین اصل هومیوپاتی یعنی : ماده ای که می تواند در انسان سالم علایم بیماری را ایجاد کند می تواند یک فرد بیمار که همان علایم را دارد بعنوان دارو استفاده شود را کشف نمود .
پس از این هانمن به بررسی این پدیده در مورد داروها و مواد دیگر پرداخت و با آزمایشاتی دقیق توانست مجموعه ارزشمندی از داروها و علایم آنها را تدوین کند تا آنجایی که صد قلم داروی آزمون شده ای که وی روی خود آزمایش نمود جزو تمرین داروهای هومیوپاتی محسوب می شوند . هانمن پس از آنکه اصول اولیه و بنیادین هومیوپاتی را پایه ریزی نمود کتاب اورگانون پزشکی را نوشت که هنوز بهترین مرجع هومیوپات هاست . توفیق چشمگیر هانمن در درمان بیماریها تعجب همگان از پزشگان تا مردم عادی و بیماران را برانگیخت و کم کم تعداد زیادی ازپزشکان برای آموزش و یادگیری این علم نزد وی آمدند .
علل دیگر مطرح شدن هومیوپاتی در بین مردم ، موفقیت وی در کنترل اپیدمی های آن دوره همچون تیفوس بود . هانمن در سال 1843 پس از 88 سال عمر پربار چشم از جهان فروبست و پس از فوت او هومیوپات های بعدی در اروپا و امریکا به تکمیل و گسترش هومیوپاتی پرداختند واین روند تا اوایل قرن بیستم ادامه پیدا کرد و تا سال 1920 فقط درامریکا 40 بیمارستان هومیوپاتی ، 22 کالج آموزش هومیوپاتی ایجاد شد ولی از 1940 تا 1980 بدلیل پیشرفت تولید داروهای شیمیایی مثل آنتی بیوتیک ها و داروهای بیهوشی و نیز سودی که کارخانجات دارویی از تولید و فروش داروهای شیمیایی نصیب شان می شد و... رکودی در سطح دنیا در پیشرفت هومیوپاتی بوجود آمد و در طی 20 سال اخیر یعنی از دهه 80 به بعد شاهد رشد و توسعه مجدد هومیوپاتی در سراسر دنیا هستیم . علت این گسترش مجدد را می توان به دلایل زیر نسبت داد که :
1- داروهای شیمیایی عوارض جانبی بسیاری در بیماران ایجاد می کنند .
2- برخی داروهای شیمیایی در بیماران وابستگی و اعتیاد ایجاد می کنند مثل داروهای مورد استفاده در روانپزشکی.
3- برخی بیماریهای عفونی نسبت به داروها مقاومت پیدا کرده اند و نیاز به یافتن داروهای جدید برای درمان وجود دارد.
4- بیماریهای صعب العلاج مثل سرطانها و یا بیماریهای قلبی شایع گردیده است .
5- بشر از زندگی مکانیکی و استرسها و بیماریهایی که از آنها ناشی می شوند دلزده شده و به درمانهای طبیعی و طبیعت روی کرده است.
6- تمایل به اهمیت دادن به بیمار بیشتر از خود بیماری احساس می گردد و بررسی مشکلات هر بیمار بطور مجزا و در قالب خود شخص ضروری بنظر می رسد.
7- درمانهای رایج داروها اقدامات آزمایشگاهی و تشخیصی هزینه های زیادی را به بیماران تحمیل می کنند .
8- هومیوپاتی در درمان بیماریها موفقیت و درخشش شایانی دارد.
جالب است بدانیم که در حال حاضر بیش از 400 میلیون نفر در سراسر دنیا تحت درمان با این روش هستند و این شیوه درمان بعنوان روشی کم خطر و کارآمد و ارزان قیمت در بسیاری از کشورها از جمله فرانسه – انگلستان – آلمان – یونان – هند – کانادا- پاکستان – برزیل و آرژانتین مورد توجه بسیاری واقع شده است.
امیدواریم با روند رو به افزایش آموزش و تحقیقات در این زمینه و بیمارانی که هر روز بیش از پیش برای حل مشکلات و درمان بیماری خود به پزشکان هومیوپات مراجعه می نمایند در آینده شاهد خدمات رسانی هر چه بیشتر هومیوپاتی به دردمندان جامعه باشیم.
پاسخ به سئوالات :
س : چه فرقی بین داروهای طب رایج و هومیوپاتی وجود دارد؟
ج : هومیوپاتی روشی مبتنی بر تجربیات است یعنی تمام داروهای آن با آزمودن دارویی روی انسانهای سالم (Proving ) کشف شده و نتایج آنها با دقت بسیار زیاد ثبت شده است . داروهای هومیوپاتی با کمترین غلظت ممکن بیشترین اثرات درمانی را ظاهر می کنند بدین ترتیب که هر چقدر درجه تقلیل دارو زیادتر میشود قدرت شفادهی دارو نه تنها کم نمی شود بلکه قدرت اثر آن بیشتر نیز می گردد مشروط بر اینکه میان دارو و بیماری شباهت موجود باشد. اما در طب رایج داروها عموماً روی حیوانات آزمایش می شوند و دارای غلظت زیادی هستند.
س : داروهای هومیوپاتی چیستند و از چه چیزهایی ساخته می شوند؟
ج : داروهای هومیوپاتی از گیاهان- مواد معدنی مثل طلا- نقره- سرب – روی ومنابع حیوانی مثل زهرمار – عنکبوت- ماهی ها – زنبور عسل و... تهیه می شوند . حتی از بافت های سالـم و بیمـار نیـز کشـت هایـی داده می شود و بصورت مقادیر بسیار بسیار کوچک از آنها استفاده می شود.
س : داروهای هومیوپاتی کدام بیماری ها را می توانند درمان کنند؟
ج : هومیوپاتی براحتی بیماریهای زیر را درمان می کند:
1- بیماریهای عمومی کودکان مثل دندان در آوردن- تب – سرفه – سرماخوردگی- گوش درد- آبله مرغان – شب ادراری- اسهال – خوابهای ترسناک- ضعف حافظه- سیاه سرفه- اضطراب امتحان و ...
2- بیماری زنان- مشکلات قاعدگی مثل نامنظم و دردناک بودن – تهوع بارداری- تومورهای پستان و...
3- بیماریهای مزمن- مثل آسم – اسهال خونی مزمن – سرماخوردگی و سینوزیت مزمن- فشارخون- دیابت - یرقان – زخم معده و ...
4- بیماریهای پوستی
5- کمک به موقعیتهای نیازمند به عمل جراحی
6- کمک به درمان بیماران روانی
س : داروهای هومیوپاتی چگونه عمل می کنند؟
ج : هانمن داروهای مختلف را به داوطلبین سالم از جمله خودش می خوراند و مجموعه علایمی که در فرد سالم پس از مصرف دارو ایجاد می شد را ثبت می کرد از این طریق توانست تصویر کلی حاصل از مصرف هر کدام از داروها را پیدا کند از طرفی هر بیماری که به او مراجعه می کرد علایم بیماریش را نیز ثبت می کرد ( حتی اگر علایم در اندامهای مختلف او وجود داشتند) سپس دارویی برای بیمار تجویز می کرد که می توانست علایمی مشابه بیماری وی در فرد سالم ایجاد کند سپس منتظر درمان معجزه آسای بیمارانش می ماند . بدین ترتیب هانمن بیمارانش را با مقادیر بسیار کوچک از داروها درمان می کرد که می توانستند در افراد سالم همان علایم بیماری را ایجاد کنند. هانمن برای از بین بردن عوارض داروها آنها را توانمند سازی می کرد.
س : اصولاً داروهای هومیوپاتی در بدن بیمار چگونه اثر می کند؟
ج : این سئوال محوری ترین سئوال بیماران است. اگر یک داروی هومیوپاتی را در مراحل توانمند سازی که رقیق و رقیق تر شده بررسی کنیم از نظر بیوشیمیایی هیچ مولکولی از ماده اولیه در دارو وجود ندارد و در واقع دارو عاری از ماده به شمار می آید ولی از نظر تأثیر درمانی بسیار قدرتمندتر از ماده اولیه می باشد. داروهای هومیوپاتی در هر بار توانمند کردن دارای فرکانس خاصی هستند که می توانند از طریق پدیده رزونانس یا تشدید حیاتی فرکانس نیروی حیاتی فرد بیمار را تغییر دهند و به فرکانس قبلی شان برگردانند در واقع هر دارو دارای فرکانس خاصی از انرژی الکترومغناطیس بسیار ضعیف است که حدود این فرکانس با توجه به علایم بیماری مشخص می شود یعنی تغییراتی که داروها در نیروی حیاتی فرد سالم در آزمونهای دارویی ایجاد می کنند و باعث بروز علایم خاصی می شوند از کلیدی برای دست یافتن به تغییر در فرکانس نیروی حیاتی فرد بیمار است.
اگر بخواهیم ساده تر توضیح دهیم هر قدر توانمندی داروهای هومیوپاتی بالاتر می رود مقدار بیشتری از انرژی درون ماده اولیه آزاد می شود و با تأثیر گذاشتن روی نیروی حیاتی بیمار باعث ایجاد تغییر در علایم فرد می شود.
س : آیا می توانید به زبان ساده عملکرد داروهای هومیوپاتی را توضیح دهید؟
ج : خانه ای مجلل با دارایی زیاد را در نظر بگیرید که صاحب آن در خوابی ناز فرو رفته و دزدی با استفاده از فرصت بیخبری و ناهشیاری صاحب منزل امکان ورود به آن را پیدا کرده است دزد نه تنها اموال را جمع آوری می کند بلکه دست به تخریب اشیاء و ساختمان نیز می زند و صاحبخانه باز هم از خواب بیدار نمی شود .
اگر این روند ادامه یابد دزد ممکن است پس از تاراج ، خانه را به آتش نیز کشیده و شیشه ها را شکسته و تخریب شدیدی را باعث شود. در اینجا نقش داروهای هومیوپاتی گسیل نیروی نظامی از خارج برای حفاظت از منزل دستگیری ، اخراج یا حتی کشتن دزد نیست چون ورود دزد به منزل بصورت اجبار و قهرآمیز نبوده که بشکل قهرآمیزی نیز بیرون برود. در اینجا داروی هومیوپاتی بجای نشانه گیری به سمت دزد صاحبخانه را آرام آرام بیدار کرده و تمام واقعه را به او تفهیم می کند و اینجا خود فرد با کمک فکر و هوش و توانایی خودش دزد را با روش مسالمت آمیز متقاعد می کند که کار درستی نکرده و بهتر است خودش با پای خودش از منزل خارج شود. در این روش هیچ آسیبی به کسی و وسیله ای وارد نمیشود و صاحبخانه نیز پس از بیرون کردن دزد خودش شروع به مرمت و منظم نمودن ریخت و پاشها خواهد کرد و تصمیم خواهد گرفت که خانه را ایمن تر کند و همیشه حواس خود را جمع کند تا این مورد تکرار نشود.
س : لطفاً بطور مشخص فرق پزشکی رایج با هومیوپاتی را توضیح دهید؟
ج : متأسفانه امروزه بدلیل معرفی نارسای روش درمان هومیوپاتی اینگونه تصور می شود که بین پزشکی رایج و هومیوپاتی تقابلی وجود دارد . پزشکی رایج با پیشرفت چند صد ساله خود جایگاه ویژه ای در اقدامات حیاتبخش مثل بخش های اورژانسی جراحی و ... دارد و هرگز جایگزینی برای آن وجود ندارد. تنها تفاوت این دو علم در نگرش آنها به درمان است تفاوتهای این دو شیوه را می توان اینگونه توضیح داد:
1- اولین و مهمترین فرق این است که پزشکی رایج دیدگاه جزء نگر و پزشکی هومیوپاتی کل نگر دارند. برای مثال اگر فردی با علایم سردرد ناشی از کار روزانه – معده درد در اثر عصبانیت – بیخوابی شبانه و یبوست نزد پزشک رایج برود لااقل چهار دارو شامل مسکن برای سردرد- ضد اسید برای معده – آرام بخش خواب آور برای بیخوابی و ملین برای مشکل یبوست خود بعلاوه برخی توصیه های بهداشتی دریافت می کند اما در هومیوپاتی این چهار علامت نشانه های مختلف از فرسودگی یک سیستم حیاتی و آسیب نیروی حیاتی هستند و با مجموعه این علایم در یک فرد ما فقط به تصویر یک دارو می رسیم که اگر آن دارو به فرد داده شود رفته رفته تمام مشکلاتش برطرف می شود و بدین ترتیب در هر تجویز در هومیوپاتی فقط یک دارو به بیمار داده خواهد شد.
2- در پزشکی رایج مصرف داروها چون هدف کنترل علامت های بیماری است بایستی روزانه تعدادی دارو مصرف شود ولی در هومیوپاتی تعداد دارو در فرد یا هفته ای یکبار یا فقط یک نوبت در بین ماه مراجعه ماه بعدی است و طول اثر داروها از 1 تا 90 روز متغییر است که این امر برای بیماران گاهی اوقات تعجب آور می باشد.
3- تفاوت بعدی در روش تشخیص بیماری است. در پزشکی رایج برای تشخیص از امکانات شرح حال – معاینه – رادیولوژی – آزمایشگاه و ... استفاده می شود ولی در هومیوپاتی – روشهای تشخیص مبتنی بر شرح حال و معاینه دقیق بیمار و شکایاتی است که از زبان بیمار شنیده می شود لذا شرح دقیق مشکلات و خصوصیات آنها تشخیص های متفاوتی را پیش روی هومیوپاتها می گذارد. برای مثال : سر درد میگرنی در پزشکی رایج داروهای محدودی دارد ولی در هومیوپاتی داروی سردرد میگرنی که با تنش عصبی شروع می شود با داروی سردردی که با نور آفتاب شروع می شود فرق می کند یعنی دو تشخیص و دو داروی متفاوت.
4- در روی میز یک هومیوپات کتب زیادی وجود دارند که وسیله اصلی او برای بررسی علایم دقیق و چهره های متفاوت ناراحتیهای مختلف یک بیمار است زیرا او بایستی آن علایم را با محفوظات و دانسته های خودش مقایسه و تایید کند . وجود اینهمه کتاب در روی میز هومیوپات دلیل بر کم حافظه بودن او نیست چون بررسی دقیق علایم جهت تشخیص بسیار اهمیت دارد و هنر هومیوپات در تشخیص دقیق بر اساس علایم بیمار است.
5- مقدارمصرف دارو هم مثل دفعات مصرف آن در هومیوپاتی اندک است ولی شما بایستی به نتیجه دقت کنید نه به تعداد.
6- نام دارو در هومیوپاتی گاهی اوقات جزیی از اسرار پزشک است . اگر هومیوپات صلاح می داند در طول درمان نام دارو را به شما نگوید به او اعتماد کنید.
س: از نظر هومیوپاتی غذا چه اهمیتی در زندگی ما دارد؟
ج : بدن ما مثل هر ماشین دیگری نیازمند سوخت است. اگر سوخت نامناسبی وارد سیستم بدن خودمان بکنیم عمل دستگاههای بدن متوقف می شود و از سویی باعث عکس العمل بدن و اختلال در کار طبیعی آن خواهد شد از نظر هومیوپاتی الگوهای غذایی فقط روشی برای کاهش یا افزایش وزن نیستند بلکه غذا عامل بوجود آورنده یا مانعی برای طیف وسیعی از بیماریها می باشد.
هومیوپاتی در انتخاب رژیم غذایی هم اصل مشابه را در نظر می گیرد و در بسیاری از بیماریها عمومیت دادن روش عاقلانه ای نیست و هر فرد بیمار بایستی رژیم مناسب خودش را پیدا کند چون رژیم غذایی صحیح مکمل درمان است.
راهنمای کلی درمانگران اصول زیر هستند :
1- رژیم غذایی بایستی ساده و تازه حداکثر از منابع گیاهی و با حداقل مواد افزودنی شیمیایی تهیه گردد.
2- غذا بایستی زیاد جویده شود و در خوردن آن عجله بخرج داده نشود.
3- هر فرد بایستی غذای مناسب خود را انتخاب و مصرف کند.
4- هر نوع درمان و یا هر رژیم غذایی را که انتخاب می کنیم همیشه بایستی مکمل تمایل و خواسته ما باشد.
5- اگر خواست و تمایل ما در جهت بهبود باشد حرکت متحد قوی تری از انرژی های بدن و درمان تجویزی بسمت سلامت ایجاد می شود و خواست فرد اهمیت بسیار زیادی در روند بهبود دارد.
6- ما نسبت بخودمان بی توجهی زیادی داریم و نبایستی تکیه بر کمکی از بیرون داشته باشیم بایستی باور کنیم که می توانیم روند بیماری را تغییر داده و بهبودی را تسریع کنیم.
7- از مصرف موادی که طعمی قوی دارند مقل شیرینی جات – تنباکو-خمیر دندان تند- غذاهای پرادویه – کافور – الکل تا حد امکان پرهیز نماییم.
امروزه استفاده از غذا درمانی ضرورتی انکار ناپذیر است و از غذا می توان به عنوان یک داروی هومیوپاتی نام برد. پس غذا را بشناسید به آن عشق بورزید و آن را در شرایط سالم استفاده کنید و بدنبال آن سلامتی خود را تضمین کنید.
گردآوری وتهیه از: ژاله فاخري
محقق علوم زيستي
کد; 40
گروه: خواندنی
|