|
آبان روز جهاني ديابت است. رسم است كه هر سال براي اين روز يك شعار جهاني هم اعلام شود. شعار امسال هم اين است: آموزش به كودكان و نوجوانان ديابتي.
طبق گزارش سازمان جهاني بهداشت (WHO) يك اپيدمي جهاني از بيماري ديابت در شرف وقوع است كه علت اصلي آن افزايش اضافه وزن، چاقي و بيتحركي در بين جوامع مختلف جهاني است و پيشبيني ميشود كه شمار كلي مرگ و مير ناشي از بيماري ديابت ظرف ١٠ سال آينده به بيش از ٥٠ درصد افزايش پيدا كند.
بنا بر اين گزارش، تعداد كودكان مبتلا به ديابت نوع دوم كه در گذشته بسيار نادر بوده، در كل جهان افزايش يافته است، ضمن اينكه ٨٠ درصد از مرگ و ميرهاي ناشي از ابتلا به ديابت هماكنون در كشورهاي كم درآمد يا با درآمد متوسط بروز ميكند و فقدان آگاهي درباره بيماري ديابت ميتواند به بروز مشكلات و عواقب نامطلوبي براي اين بيماران همچون نابينايي، قطع عضو و ابتلا به نارساييهاي كليوي منجر شود.
شايد همه اين واقعيتها را دهها بار از زبان متخصصان و كارشناسان شنيده باشيم، اما فقط شنيدن دردي را دوا نميكند، چراكه هنوز هم اتفاق خاصي در رابطه با كاهش تعداد اين بيماران نيفتاده است.
دكتر عليرضا استقامتي، عضو كميته كشوري كنترل ديابت و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران از ناگفتههاي اين بيماري ناتوانكننده بيشتر ميگويد.
· آقاي دكتر، براي شروع، از وضعيت شيوع ديابت در كشورهاي مختلف صحبت ميكنيد؟
در حال حاضر در دنيا چيزي حدود 245 ميليون بيمار ديابتي داريم ولي تا سال 2025 تخمين زده ميشود كه 380 ميليون نفر بيمار ديابتي در دنيا وجود داشته باشد. اين يعني ديابت يك اپيدمي جهاني است كه عواقب اجتماعي، اقتصادي و انساني آن بر كسي پوشيده نيست. همين مسئله هم باعث شد در 21 دسامبر سال 2006 مجمع عمومي سازمان ملل اعلام كند كه ديابت بعد از ايدز يك معضل جهاني سلامت است و اين به صورت قطعنامه صادر شد.
- با اين اوصاف، چقدر از بودجه سلامت كشورها صرف هزينههاي اين بيماري ميشود؟
ببينيد، هزينههاي افراد ديابتي، 2 تا 3 برابر افراد غيرديابتي است. علاوه بر اين ديابت، هم روي كيفيت زندگي فرد اثر ميگذارد، هم روي كيفيت زندگي جامعه. البته تمام اينها به غير از اين است كه ديابت منجر به مشكلات و ناتوانيها و مرگ زودرس ميشود. ولي به طور كلي سازمان جهاني بهداشت اعلام كرده كه بين 5 تا 10 درصد از سرانه سلامت كشورها صرف بيماري ديابت ميشود. به طوري كه در سال 2000 در سيستم NHS انگلستان براي مراقبت از بيماران ديابتي تيپ دو 2 ميليارد پوند هزينه شد. يعني چيزي حدود 5 درصد هزينههاي خدمات سلامت در اين كشور.
- بالا رفتن اين هزينهها با عقبافتادگي يا پيشرفت كشورها رابطه دارد؟
بله، يقينا، به عنوان مثال هزينه مستقيم ديابت براي هر بيمار در كشور آرژانتين 330 دلار، در فرانسه 675 دلار و در دانمارك 3500 دلار است و اين نشان ميدهد كه هرچه كشورها پيشرفتهتر باشند، سرويسهاي درماني بهتري را ارائه ميدهند و در نتيجه اين هزينهها بالا ميرود. همچنين در كانادا در سال 13 ميليارد دلار هزينه بيماران ديابتي در نظر گرفته شده و در آمريكا كه يك كشور پيشرفته است، هزينههاي ديابت در سال2002، 132 ميليارد دلار بوده است.
- شما از هزينههاي بيماران ديابتي در كشورهاي ديگر گفتيد. اما اطلاعات ما در مورد ديابتيها در ايران هم فقط در همين حد است كه تعداد آنها رو به افزايش است. با اين حال آيا مطالعه جامع يا برآوردي علمي و دقيق از اين هزينهها با توجه به آمار بيماران در كشور وجود دارد؟
تا به حال اگر هم آماري اعلام شده، از نظر من آمار درستي نبوده است، چون هيچوقت مطالعه جامعي در اين مورد انجام نشده و ما فقط به يك سري از آمارهاي كليشهاي اكتفا كرده و در تمام رسانهها آنها را اعلام كرديم. ولي مطالعهاي كه ما در شهر تهران و در سال 84 و 85 انجام داديم، نشان داد كه طبق برآوردهايي كه در كشور ما وجود دارد، ميزان كل اعتبار و پولي كه در كشور صرف سيستم سلامت ميشود چيزي حدود 13 ميليارد دلار است، يعني 12 هزار و 700 ميليارد تومان.
- چقدر از اين هزينه صرف بيماران ديابتي شده است؟
هزينههاي بيماران ديابتي در شهر تهران و در سال 84 و 85، 140 ميليارد تومان بوده است، ولي چون شيوع ديابت و عوارض آن در كشور بالاست و در حال حاضر 2 ميليون و 200 هزار نفر بيمار شناختهشده داريم، چيزي حدود 1/1 ميليارد دلار هزينه درمان ديابتيها و عوارض بيماري آنهاست كه اگر به عدد 13 ميليارد دلار نگاه كنيم، حدود 9 درصد از كل بودجه هزينههاي سلامت در كشور ما صرف بيماران ديابتي ميشود يعني يك تريليون تومان. اين آمار در واقع نشان ميدهد كه به ديابت بايد توجه خاصي شود.
- اصلا چرا ديابت اين هزينهها را ايجاد ميكند؟
- اين سوال خيلي خوبي است، چون خيلي از مردم هنوز علت اين هزينهها را نميدانند. هزينههاي ديابت شامل درمان اين بيماران، مراجعات پزشكي و رفت و آمدها، داروها و درمان عوارض است. در مطالعهاي كه ما انجام داديم، ميزان عوارض ديابتيها در مقايسه با غيرديابتيها به اين صورت است: سكتههاي مغزي 13 برابر، سكتههاي قلبي5/9 برابر، عوارض كليوي 5/12 برابر، عوارض چشمي، 5/5 برابر، اورژانسها 5/8 برابر و قطع اندام 4 برابر. اين آمار تكاندهنده است و طبيعتا اين عوارض وقتي ايجاد شد، درمان ناشي از آنها از قبيل تختهاي سيسييو به علت سكتههاي قلبي، دستگاههاي دياليز، معاينات چشمي و ... بايد حتما به اندازه كافي باشد.
- با اين حال باز هم ميتوانيم بگوييم كه برآورد قطعي اين هزينهها هنوز وجود ندارد؟
حتما همينطور است. چون علاوه بر اين موارد، قطع اندام در اين بيماران ضربههاي رواني جبرانناپذيري را به بيمار ميزند. پس درمانهاي رواني و از كارافتادگي فرد ديابتي مربوط به هزينههاي غيرقابل برآورد ميشود، به طوري كه اين هزينه يك تريليون توماني، حداقل هزينههاي درماني بيماران ديابتي در كشور است.
- با اين حال از زبان مسئولان ميشنويم كه ديابت بيماري پرعارضه و شايعي است، تا كي بايد اين حرفها تكرار شوند؟
معضل اساسي ما همينجاست. تمام اين مشكلات نشان ميدهد كه ما بايد به سمت مديريت درمان ديابت برويم. اما ما فراموش كردهايم ديابت يك بيماري مزمن است كه تا آخر عمر با بيمار باقي ميماند. بيمار ديابتي از بيمارياش خسته ميشود، اين بيماري برايش محدوديتآور است. همين رژيم غذايي و ورزش كردن و مصرف داروهاي مختلف برايش رنجآور است. پس ديابت درمانهاي متعددي را ميطلبد و طبيعي است كه كنترلش مشكل باشد. پس اينجاست كه نقش مديريت بيماري بايد پررنگ شود، چون مسلما در سال 86 و سالهاي آتي اين هزينهها افزايش مييابد.
- به نقاط ضعفمان در اين مديريت به حاشيه رفته، اشاره ميكنيد؟
مهمترين ضعف براي اين مديريت بحث شيوع ديابت در كشور است. در بررسي شيوع ديابت در كشور در مركز كنترل بيماريها در وزارت بهداشت مطالعهاي انجام شد و مشخص شد كه شيوع اين بيماري در كشور ما 7/7 درصد است. اين رقم در جوامع شهري 8/6 درصد و در جوامع روستايي 5/7 درصد است. البته با اين كه ديابتيهاي شناخته شده 2 ميليون و 200 هزار نفر هستند، نيمي از آنها از بيماري خود اطلاعي ندارند. در مجموع 5/3 تا 4 ميليون نفر مبتلا به بيماري ديابت در ايران هستند. از نظر آماري وزارت بهداشت اطلاع كافي در مورد بيماري ديابت در كل كشور و به تفكيك استانها، جنسيت، دهههاي سني و ... دارد. از هزينهها هم باخبريم. ولي سوال اساسي اينجاست كه چرا به دنبال اين نيستيم كه يك بيمار ديابتي چطور بايد يك زندگي سالم داشته باشد و چطور درمانش درمان موثر و مناسبي باشد.
- پس ضعف دوم، مديريت همين بحث درمان است. اينطور نيست؟
همينطور است، درمانهايي كه ما در كشور داريم با درمانهاي ايدهآل فاصله دارد. البته اخيرا در رابطه با درمان ديابت، قرصهاي خوراكي و انسولينهاي جديدي وارد بازار شده كه بخشي از اين قرصهاي خوراكي خوشبختانه به داروهاي در دسترس افزوده شده است. ولي باز هم در اين ميان مسئله فراموششده كه يكي از پايههاي درمان است، بحث آموزش است، چون اگر ما بيمار ديابتي را نسبت به بيماري خودش آگاه نكنيم، نميتوانيم انتظار كاهش عوارض يا حتي هزينههاي درمان را داشته باشيم.
- به نظر ميآيد آموزش دادن به بيمار را هم محدود به يكسري از اطلاعات كلي به بيمار كرديم.
متاسفانه ما به بيمار فقط ميگوييم تو ديابت داري و بايد دارو بخوري. در حاليكه آموزش بايد به شكل كاملا سيستماتيك و با برنامه به بيمار منتقل شود، به اين معنا كه ما بايد يك سري از پرستارهاي آموزشدهنده را در اختيار بيمار قرار دهيم، چون پزشكان متخصص به علت محدوديت وقت و تعدد بيماران به اندازه كافي نميتوانند اين آموزشها را به بيمار بدهند. همچنين اين آموزشها بايد تداوم داشته باشند.
- هزينهبر بودن مقوله آموزش را نميتوان ناديده گرفت. به نظر شما اين كار زماني ميسر نيست كه بيمهها به اين قسمت از درمان بيمار علاوه بر تحت پوشش دادن يك سري از داروها توجه كنند؟
دقيقا همينطور است، آموزش هم نياز به بيمه دارد كه الان متاسفانه اين موضوع اصلا به رسميت شناخته نميشود. ما فكر ميكنيم كه درمان فقط قرص و آمپول است، در حالي كه آموزش را هميشه ناديده ميگيريم.
- با اين حال به غير از بحث آموزش، هنوزهم بيمهها تمام درمانهاي دارويي را تحت پوشش قرار ندادهاند.
ببينيد، خوشبختانه در كشور ما براي داروي اين بيماران يارانه در نظر گرفته شده است و انسولينهاي جديد هم كه در دنيا استفاده ميشوند، وارد چرخه دارويي كشور شدهاند منتها مشكل اين است كه هزينه اين انسولينها بسيار بالا است و در توان همه بيماران نيست كه آنها را تهيه كنند و گاهي اين انسولينها تا 100 برابر انسولينهاي داخلي هزينه دارند.
البته منظور من اين نيست كه از فردا ديگر براي كسي انسولين داخلي تجويز نكنيم و فقط به نوع خارجي به علت كيفيت بالاي آن اكتفا كنيم، بلكه اين داروها هم بايد با نظارت تجويز شوند ولي براي همين تجويزها هم بايد حمايت بيمهها را بگنجانيم. و من باز هم ميگويم كه ما خوشبختانه درمانهاي جديد ديابت را وارد كشور كرديم ولي متاسفانه شرايطي را فراهم نكرديم كه تمام بيماران بتوانند به علت هزينههاي بالا از اين درمانها استفاده كنند.
- هميشه ميگوييم كيفيت زندگي بيماران و تامين رفاه اين قشر از جامعه نكتهاي بسيار مهم است كه بايد علاوه بر هزينههاي درمان به آن توجه ويژهاي كنيم. در حال حاضر كيفيت زندگي اين بيماران در جامعه ما چگونه است؟
اگر ما ميگوييم طبق قانون اساسي موظفيم كه رفاه شهروندان را فراهم كنيم، بايد احساس خوب زندگي كردن را براي اين بيماران هم ايجاد كنيم و تا جايي كه ميتوانيم بايد روشهاي درماني را براي كيفيت زندگي بهتر ايجاد كنيم مثلا خيلي از بيماران ديابتي تزريق انسولين برايشان يك معضل است، خيلي از اين بيماران تنها زندگي ميكنند، خيلي از آنها افرادي مسن هستند كه مشكل ديد براي تزريق دارند، افراد كمسواد، يا كودكاني كه از تزريق ميترسند و... هم شامل اين قشر ميشوند.
- براي سهولت تزريق در اين قشر چكار بايد كرد؟
الان قلمهايي هستند كه به راحتي انسولين تزريق ميكنند و نيازي به سرنگ ندارند و معمولا درد ايجاد نميكنند. اين قلمها در كشور هستند ولي هزينه آنها بسيار بالاست و اينجاست كه باز هم بيمهها نقش اساسي خود را بايد ايفا كنند و سازمان مديريت و برنامهريزي كشور بايد يك جايگاه ويژه براي اين بيماري درنظر بگيرد.
- به غير از تزريق انسولين چطور؟
نكته مهم ديگر در رابطه با كنترل ديابت، كنترل ميزان قند خون در منزل است. ما نميتوانيم بگوييم بيمار ديابتي كه قند خونش را 2 تا 3 ماه يك بار چك ميكند، كنترلش ايدهآل است و چارهاي جز اين كه كنترل قند خون با دستگاه گلوكومتر را در منزل رواج دهيم نداريم كه اين اقدام هم در كشور ما در حد ايدهآل نيست.
- صحبت ديگري هم باقي مانده؟
ما از بحث آموزش دادن به بيماران صحبت كرديم، ولي نبايد فراموش كنيم كه آموزش پزشكان نيز بسيار مهم است. در حال حاضر يك سوم بيماران ديابتي را پزشكان عمومي درمان ميكنند و اين به معناي آموزش همهجانبه دادن به اين پزشكان است، چون پزشكان متخصص غدد به راحتي نميتوانند در دسترس بيمار بخصوص در شهرستانها باشند.
ولي به طور كلي باز هم تاكيد ميكنم كه درمان ديابت نياز به يك استراتژي همهجانبه دارد كه هر كسي در جاي خودش در نظام سلامت كشور بايد به وظايفش در قبال اين بيماري عمل كند. ديابت در دنيا به دليل شيوه زندگي غلط رو به افزايش است و فراموش نكنيم كه ايران هم جزو كشورهايي است كه اين بيماري در آن شيوع بالايي دارد.
سميه شرافتي
کد; 70
گروه: دیابت
|